7. وابستگی مراکز علمی و دانشگاهی

از دیگر آسیب های جدی که نظام اسلامی را تهدید می کند وابستگی علمی است. دشمن در صدد است تا اندیشه های ضد دینی را جایگزین مقولات دینی و علمی برخاسته از اندیشه های متعالی اسلام ساخته و با تحریک مراکز دانشگاهی و مدارس و ... اصل تعلیم و تربیت را از بین برده و پرورش ضد دینی جایگزین آن سازد.در این مقطع مسایل عمده ای چون, غفلت, مسامحه و عدم توجه به تربیت,  تربیت شیطانی, استفاده از اساتید و دبیران منحرف و بی انگیزه, انحراف حوزه و دانشگاه, ترویج تفکر استعماری و تبلیغ تحصیل در غرب و... مسایلی هستند که می تواند جزو آسیب های اساسی و جدی انقلاب اسلامی ایران در این برهه تلقی شوند.(27)

 

8. رسانه های گروهی و وسایل ارتباط جمعی

از دیگر آسیب هایی که می تواند در مقولات فرهنگی انقلاب اسلامی را دچار بحران کند, رسانه های گروهی شامل صدا و سیما, مطبوعات و فیلم است. رسانه های گروهی می توانند با اشاعه فرهنگ منحط بیگانگان, خود باختگی فرهنگی, ترویج آزادی غلط, زیر سئوال بردن نظام, شخصیت سازی کاذب, غرض ورزی و تبلیغ گرایش ها, مکاتب و اندیشه های منحرف را ترویج ساخته و مردم را به فساد بکشانند. حضرت امام(ره) می فرماید: « ... می تواند این دستگاه با اندک انحرافی میلیون ها مردم را منحرف کند و با اندک اشتباهی میلیون ها مردم را به اشتباه بیندازد.» (28) 

 

9. تحجر

تحجر به عنوان عاملی تلقی می شود که مانع پیشرفت انقلاب اسلامی می باشد. متحجران  بعلت عدم درک زمان و مکان هم در معرض اسلام و هم در انقلاب مردم را به شک و تردید وا داشته و باعث می گردند آن ها از موضع اولیه و انقلابی خویش عدول کنند و انقلاب را رها سازند و این مساوی است با شکست انقلاب. مقام معظم رهبری می فرماید: « معنای تحجر آن است که می خواهد از مبانی اسلام و فقه اسلام برای مبنای جامعه استفاده کند و نتواند کشش طبیعی احکام و معارف اسلامی را در آن جایی که قابل کشش است درک کند و برای نیاز یک ملت, یک نظام و یک کشور,که نیاز لحظه به لحظه است, نتواند علاج و دستور روز را نسخه کند و ارائه بدهد. این بلای بزرگی است. » (29) حضرت امام (ره) نیز در مقاطع گوناگون, خطر انسان های متحجر و مقدس مآب را گوشزد نموده و می فرماید: «در حوزه های علمیه، هستند افرادی كه علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی فعالیت دارند، امروزه عده ای با ژست مقدس مآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می زنند كه گویی وظیفه ای جز این ندارند، خطر تحجرگرایان و مقدس‌نمایان احمق، در حوزه های علمیه كم نیست. طلاب عزیز لحظه ای از فكر این مارهای خوش خط و خال كوتاهی نكنند. این ها، مروج اسلام آمریكایی اند و دشمن رسول الله، آیا در برابر افعی ها نباید، اتحاد طلاب عزیز حفظ شود؟»(30)

 

10. خود باختگی و بحران هویت

انفعال و خود باختگی در برابر دشمن و قبول دیدگاه های او در تدوین و تنظیم برنامه های اداره جامعه یا بیان دیدگاه های اسلامی به شکلی که منظور دشمن و غرب را تأمین کند, آفتی است که در نهایت به بحران هویت تبدیل و انقلاب اسلامی را تهدید می کند.

 آقاي توماس فريدمن در مقاله‌اي با عنوان « ويزاي دانشجويي» در روزنامه نيويورك تايمز (12/11/85) مي‌نويسد: « لازم نيست آمريكا به ايران لشكركشي نمايد. بلكه بايد روابط خود با ايران را گسترش دهد و سفارت خانه آمريكا در تهران را بازگشايي نمايد.

اين سفارت پيش از همه چيز و در اولين گام پنجاه هزار بورس تحصيلي به نخبگان و جوانان ايراني براي ادامه تحصيل در دانشگاه‌هاي آمريكا بدهد. فقط اين كار را بكند و بنشيند و شاهد خروش شگفت آورترين بحث‌ها در داخل ايران باشد مي‌توانيد بر سر آن شرط بندي كنيد.»

 

ب. آسیب های سیاسی و اجتماعی

برای تداوم انقلاب در صحنه های سیاسی, اجتماعی, حکومت و عملکرد کارگزاران نظام مقدس جمهوری اسلامی, باید نگاهی دقیق و ژرف به آسیب ها و آفت های سیاسی و اجتماعی داشت و انقلاب را از انحراف و آفات نجات داد. لذا در این راستا عوامل مهمی مورد بحث قرار می گیرند که در ذیل به چند مورد اشاره می کنیم.   

 

1. عدم تبیین مدیریت انقلابی یا فقدان تئوری

یکی از عمده ترین آسیب هایی که انقلاب و نظام را تهدید می نماید تئوریزه نکردن و عدم تدوین استراتژی بلند مدت نظام, در عرصه های مختلف فرهنگی, سیاسی و اقتصادی و ... است.اما اینکه چرا انقلاب تئوریزه نشد و چه کسانی مسئولیت تئوریزه کردن انقلاب اسلامی را برعهده داشتند, چند علت دارد: الف. پیروزی زودرس انقلاب سبب شد تا انقلابیون فرصت خردورزی و تأمل در چارچوب های انقلاب را نداشتند . (31) بعلاوه اینکه موج ترورها , برخی از انقلابیون متفکر, مخلص و عمل گرا را از صحنه مبارزه نابرابر با دشمنان حذف کرد و با این کار ضعف بنیه نظری و ایدئولوژیک انقلاب را دنبال کرد. در نتیجه آنچه باقی مانده بود  سخنان, مطالب و افکاری بود که اکثرا متوجه قبل از پیروزی می شد و فرصت برای درگیری جدی آنها با مسائل بعد از انقلاب از دست رفت . این به معنای آن بود که انقلاب اسلامی می بایستی برای حل مشکلات و طرح تئوریک مناسب و مدون آنها به تربیت افراد جدیدی بپردازد که این وضعیت نیازمند زمان بود, ضمن آن که فشار شدیدی بر رهبر انقلاب وارد می ساخت. متفکرانی هم که جان سالم از ترورها به در برده بودند درگیر امور اجرایی و اداره انقلاب شدند, افراد جدید هم از تجربه و سابقه انقلابی خواص بهره مند نبودند. (32) ب. تصور غلط از انقلاب اسلامی توسط علما و نگاه تمامیت خواه به دولت دینی و غفلت از نقش و رسالت نقادی از سوی آنها به عبارت دیگر خیال علما از دولت دینی راحت شد و برپایی آن را پایان نظارت خود بر آن دانستند. ج. عدم توجه به ملزومات حکومت دینی از سوی علمای دین و حوزه های علمیه . نه پژوهشکده ای در این راستا به وجود آمد و نه روشی برای آن مشخص شد. (33)

 

2. ضعف مدیریتی نهادها و ارگان های نظام

ضعف مدیریتی نهادها و ارگان های نظام یکی از آسیب هایی است که کارآمدی و مشروعیت انقلاب و نظام سیاسی را زیر سوال می برد و می تواند تهدیدی جدی برای انقلاب اسلامی باشد. در ضعف مدیریتی نهاد ها و ارگان های انقلاب اسلامی عوامل متعددی دخیل اند. که مهمترین آنها عبارت اند از : بی تجربگی , عدم نگاه روشمند تجربه گرا , ضعف نظری و تئوری , بی ظرفیتی و سوءاستفاده برخی مدیران , فشارهای بین المللی (درگیری با قدرتها و مسئله جهانی شدن) جنگ تحمیلی و تمرکز مدیریت ها در حکومت و فرهنگ سیاسی شخص محور.(34)

 

3. عدم وفاق سیاسی

یکی از بزرگترین آسیب هایی که در ابعاد سیاسی و اجتماعی, انقلاب اسلامی و نظام سیاسی جمهوری اسلامی را مورد تهدید قرار می دهد عدم وفاق سیاسی( اختلافات داخلی) و به عبارت دیگر عدم تبدیل وفاق انقلابی به وفاق سیاسی است. نهضت های صد ساله اخیر ایران, گواه این نظر است. وفاق انقلابی به این مفهوم است که بخش هایی از جامعه(بنا به دلایل مختلفی )گرد هم آمده و حکومت یا قانون اساسی را شکل دادند. این وفاق باید به مرور یا آگاهانه شود و یا چنان نهادینه شود که بتوان از یک وفاق سیاسی سخن گفت. وفاق سیاسی تعریف آگاهانه از حدود اختلافات و اتفاق نظرها است, چیزی که ما امروز فاقد آنیم. وفاق سیاسی به معنای حذف اختلافات نیست؛در وفاق سیاسی اختلاف وجود دارد, اما بر اساس چارچوبی محکم باید اختلاف را حل کرد. وفاق سیاسی بر چند محور تکیه دارد: نخست: وفاق بر اصول اساسی نظام , دوم : وفاق در قواعد حقوقی حل اختلاف , سوم: وفاق در حدود عمل مجریان. در حالی که امروزه ما فاقد هر سه رکن وفاق سیاسی هستیم. عده ای معتقدند وفاق, حاصل جمع توافق سه گروه است؛ کسانی که فکر می کنند, کسانی که حکومت می کنند و کسانی که دارای ثروتند. امروزه این سه گروه همدیگر را نمی شناسند تا به توافق برسند. (35) پس عدم توافق عقلانی در اصول , قواعد حل اختلاف و حدود عمل مجریان سبب شده است تا وفاق سیاسی شکل نگیرد و اختلافات داخلی شدت گیرد. حضرت علی (ع) با قاطعیت درباره عناصر تفرقه افکن می فرماید: « آگاه باشید هرکس مردم را به تفرقه و جدایی دعوت کند او را بکشید, هرچند زیر عمامه من باشد.»(36)

 

4. جایگزینی پارادایم توسعه( اقتصادی و سیاسی) به جای پارادایم انقلاب بعد از جنگ:

پس از جنگ احساس کردیم که انقلاب به پایان رسیده و باید توسعه را جایگزین آن کنیم. انقلاب یک پروژه تمام شده نبود, چون خیلی از اهدافش محقق نشده بود و توسعه ای که جایگزین آن کردیم توسعه نبود, همان توسعه زمان شاه بود که تحت عنوان شبه مدرنیسم, بیگانه با فرهنگ و هویت , یکسویه و شتابان پی گیری شد و اثرات نا مطلوب سیاسی, اجتماعی و اقتصادی بر جای گذاشت. (37)

 

5. عدم حساسیت و مشاركت عامه:

كاهش حساسیت و مشاركت عمومی در مسایل سیاسی، اجتماعی و در كلیه صحنه های تصمیم گیری باعث آن می گردد كه حكومت از صلابت و اتقان گذشته بی بهره گشته و زمینه سست شدن اركان انقلاب فراهم آید. از این رو تاكید و توجه به حضور دایمی و آگاهانه نیروی های انقلابی در كلیه مراحل شكل گیری، تثبیت و تداوم انقلاب ضروری است كه در غیراین صورت مسیر نهضت و انقلاب در جهت نیل به اهداف از پیش تعیین شده نخواهد بود.

 

6. رخنه فرصت طلبان

این آفت كه منبعث از دو آفت قبل(نفوذ اندیشه بیگانه و عدم مشاركت عامه) است، از اساسی ترین خطرات انقلاب می باشد، فرصت طلبان درچهره های مختلف بزرگ ترین ضربات را به انقلاب می زنند.

 

7. بی توجهی به رهنمود های حضرت امام و مقام معظم رهبری

بی توجهی به فرامین, بیانات و رهنمود های حضرت امام و مقام معظم رهبری یکی از مهمترین آسیب هایی است که تداوم انقلاب اسلامی را دچار تردید و انحراف می نماید.

 

8. خستگی, زودرنجی و کم طاقتی انقلابیون

خستگی و سست شدن مردم از ادامه راه انقلاب، یکی از آفات مهم انقلاب است که ممکن است به دلایل متعددی از جمله، رفاه طلبی و یا با برخورد مشکلاتِ ادامه راه حاصل شود.

9. مقدم داشتن فرومایگان و مؤخر قراردادن فرزانگان( عدم شایسته سالاری)

حضرت علی (ع) می فرماید:  چها چیز باعث سقوط حکومت هاست. ضایع نمودن اصول, غرور, مقدم داشتن فرومایگان و مؤخر قراردادن فرزانگان. (38)

 

10. فساد اداری

حضرت علی علیه‏السلام می‏فرماید: همانا فلسفه نابودی رژیم‏های پیشین این بود که حق مردم را ندادند تا آن را به رشوت خریدند، و راه باطلشان بردند و آنان پیرو آن گشتند.(39)

 

11. مخدوش کردن رابطه دین و حکومت و نظریه ولایت فقیه

یکی دیگر از آسیب هایی که انقلاب را تهدید می کند مخدوش کردن نظریه ولایت فقیه است. مقابله با اصل نظریه ولایت فقیه از شگردهای دشمنان انقلاب است. استحکام این نظام انقلابی، همان‏گونه که در قانون اساسی ملحوظ شده، وابسته به اقامه اصل ولایت فقیه است. مادامی که خدشه‏ای به این اصل وارد نیامده، براندازی انقلاب ناممکن خواهد بود. از این‏رو، دشمنان انقلاب نسبت به آن اصل تشکیک، و حملات خود را متوجه اساس ولایت فقیه کردند. آنان نه تنها در این راه از به کارگرفتن برخی از نیروهای نفوذی خود در حوزه‏های علمیه ابا نکردند، بلکه در طرحی ویژه چنین وانمود کردند که مثلاً ولایت فقیه ریشه محکم فقهی و تاریخی ندارد و اگر هم ریشه‏دار باشد، کاربرد سیاسی ندارد. حضرت امام(ره) می فرماید: « بهترين اصل در اصول قانون اساسي اين اصل ولايت فقيه است و غفلت دارند بعضي از آن و بعضي هم غرض دارند.» (40)

 

12. جنگ روانی

از دیگر آسیب ها در حوزه سیاست و فرهنگ, جنگ روانی است. اصطلاح جنگ روانی در خلال جنگ جهانی دوم رایج شد. آیزنهاور در سال 1955 میلادی اعلام کرد: بزرگترین جنگی که در پیش داریم جنگی است برای تسخیر اذهان انسان ها. جنگ روانی عبارت است از: بکار گیری هر نوع وسیله برای اثر گذاری بر روحیه و رفتار گروه ها با اهداف خاص. (41)

 

13. ایجاد انحراف اخلاقی و اشاعه فساد و فحشا

حضرت امام (ره) غفلت از مقصد را مایه توقف نهضت می داند و انحراف فرهنگی و اخلاقی را نیز از عوامل شكست انقلاب قلمداد نموده و معتقدند رواج شهوترانی و فساد اخلاقی در جامعه و بویژه در دانشگاه ها و نفوذ فرهنگ بیگانگان در جامعه، موجب آن می شود كه مردم از آرمان های انقلاب غفلت نمایند.

 

14. تأثیر پذیری از رسانه های تبلیغی دشمن

امام (ره) در تاكید بر اهمیت تبلیغات در صدور انقلاب و معرفی حقیقت اسلام ناب محمدی معتقد بودند كه مهمترین آفت انقلاب، ضعف روحیه مردم در اثر تبلیغات سوء و منفی غرب علیه انقلاب است و انقلاب در صورت بی محتوایی و خودباختگی در مقابل فرهنگ و تبلیغات شرق و غرب با شكست مواجه می شود. از این رو با تاكید بر ضرورت هوشیاری در مقابل تبلیغات بیگانگان مردم را از گوش دادن به تبلیغات غرض‌آلود و دلسرد كننده دشمنان انقلاب و اسلام برحذر می دارند.(42)

 

15. قانون گریزی

مشکل قانون گریزی سال هاست که گریبان گیر جامعه ایران بوده و ضعف های فرهنگی از جمله علل مهم آن محسوب می شوند. به فرموده حضرت امام(ره): « بعد از مشروطه هیچ گاه تقریبا به مواد مهم قانون اساسی عمل نشد.» (وصیت نامه امام) تلاش برای ریشه یابی معضلات قانون گریزی و کوشش جهت بسیج عزم ملی برای این مهم, اقدامی است برای مصون نگه داشتن انقلاب و نظام از آسیب های ناشی از آن, چرا که قانون اساسی به مثابه میثاق ملی است و ما در قوانین کشور منبعی موثق برای اجماع نظر و وفاق در طرح و حل مسایل اجتماعی بالاتر از قانون اساسی نداریم.(43)

 

 16. افزایش توقعات

دشمنان همواره تلاش می کنند تا علاوه بر ایجاد غفلت در مردم از دستاورد های انقلاب اسلامی, توقعات کاذب, منفی و بیش از حد نیاز و ضرورت و غیر قابل دسترسی را تبلیغ و ترویج نمایند. پیدایش توقعات و مطالبات غیر عملی باعث می شود که مردم خود را نسبت به نظام طلبکار بدانند. و در نتیجه زمینه رویارویی مردم و مسئولین را فراهم می نماید.  

 

17. انحراف خواص

یکی از واقعیات تلخی که نظام اسلامی از صدر تا کنون با آن مواجه بوده است انحراف خواص است. اگر خواص طرفدار حق و افراد مؤثر در نظام و انقلاب بعلت ملاحظه خویشاوند و دوستی, خودپرستی, ریاست طلبی و دنیا طلبی بلغزند و از موضع حق برگردند انقلاب دچار بحران و آسیب می شود و انسجام و پویایی خود را از دست می دهد.

 

18. شکاف میان مسئولین و مردم

یکی دیگر از عواملی که تأثیر بسزایی در سقوط انقلاب دارد, ایجاد شکاف میان مسئولین نظام و مردم است. در صورت بروز شکاف و پیدایش دیوار بی اعتمادی بین مردم و مسئولین, دولت, قدرت, کارایی و مشروعیت خود را از دست خواهد داد و آسیب پذیر می گردد.

19. ترویج قومیت‏گرایی

دشمن که از جدا کردن فرد و جامعه ایرانی از هویت اسلامی مأیوس شده است، حیله‏ای دیگر اندیشیده و آن سوء استفاده از وجود قبایل و طوایف مختلف ایرانی، و ریشه‏دار قلمداد کردن و اصیل خواندن برخی اختلافات بین آن‏ها است. دشمن آن اختلافات را مایه امید خود قرار داده تا با تحریک و تشویق و تشدید آن‏ها، درگیری عظیم و کشتاری خانمان‏سوز و بنیان‏برانداز را شکل دهد که در انتهای آن نه از انقلاب اثری، و نه از اسلام پیامی، و نه از ایران نشانی باقی بماند! چه شادمانی‏ها که دشمن از بروز درگیری‏های قومی و سیاسی در برخی استان‏ها یا شهرستان‏ها در اول انقلاب از خود بروز نداد و چه تفسیرها که بر جزئیات آن درگیری‏ها ننهاد و چه عوامل و علل تصنعی که برای آن نتراشید و چه حمایت‏ها که از گسترش آن‏ها نکرد.

 

20. ضعف تحلیل سیاسی مردم

مقام معظم رهبری می فرماید: « باید قدرت دید حقایق سیاسی در مردم بوجود آید تا در برخورد با جریان ها و حوادث سیاسی گیج نباشند, اگر مردم قدرت تحلیل داشته باشند این مملکت و انقلاب را بیمه خواهند کرد.» (44)

دیگر عوامل سیاسی و اجتماعی که می توانند در آسیب پذیری انقلاب اسلامی نقش داشته باشند عبارتند از: فراموشی اهداف و آرمان های انقلاب (ضایع نمودن اصول), جنون ثروت, مقام و شهوت, ترور و خشونت, ضعف اطلاع رسانی و عدم پاسخ گویی, تعطیل شدن نظارت عمومی, گسست فرهنگی نسل ها, رواج دروغ, تملق و چاپلوسی, عدم مواجهه صحیح با آزادی, غیر صالح بودن قضات و انحراف در قضا, بی نظمی اجتماعی و رواج ناهنجاری ها و مفاسد اجتماعی از قبیل قاچاق کالا و انواع مواد مخدر .

 

ج. آسیب های اقتصادی

اهمیت مسائل اقتصادی در حدی است که قانون اساسی یک فصل (فصل چهارم) را اختصاص به مسائل اقتصادی داده است. در مقدمه قانون اساسی نیز آمده است:

«در تحکیم بنیادهای اقتصادی، اصل، رفع نیازهای انسانی در جریان رشد و تکامل است نه همچون دیگر نظام‏های اقتصادی تمرکز و تکاثر ثروت و سودجویی؛ زیرا که در مکاتب مادی اقتصاد خود هدف است و بدین جهت در مراحل رشد، اقتصاد عامل تخریب و فساد و تباهی می‏شود، ولی در اسلام اقتصاد وسیله است و از وسیله انتظاری جز کارایی بهتر در راه وصول به هدف نمی‏توان داشت.» (45)

توجه به وضع زندگی و معیشت مردم در هر نظام سیاسی و در هر زمان و مکانی از اهمیت زیادی برخوردار است. تشدید نابرابری های اقتصادی و شکاف های طبقاتی, تقسیم مردم به طبقات فرا دست و فرو دست و گسترش بی عدالتی, پتانسیل لازم را برای نا امنی و شورش در جامعه بوجود می آورد. اگر در نگاه خود در مسایل جامعه, انصاف را رعایت کنیم و با مردم در تماس و با دردهای آن ها آشنا باشیم, متوجه خواهیم شد که نیاز مبرم جامعه ما, عدالت و ریشه کن کردن فقر و فساد و تبعیض و توسعه ای موزون و عدالت محور است. گرچه این انقلاب یک انقلاب مادی نبود و با تئوری های مادی گرایانه نیز قابل تفسیر و تحلیل نیست؛ اما نباید فراموش کرد که اگر احتیاجات اولیه زندگی مردم تأمین نشود و گرفتار نان شب شوند, در آن صورت دین و ایمان مردم در خطر است, چه رسد به حکومت و مشروعیت سیاسی آن. (46)  فقر عامل نارضایتی همگانی است که نهایتا نابودی حکومت و جامعه را در پی دارد, و جامعه را به نیستی می کشاند, و آفتی است که عقیده و ایمان, اخلاق و رفتار, فکر و اندیشه را در حوزه های فردی, خانوادگی و اجتماعی تحت تأثیر قرار می دهد و مسیر حرکت جامعه را از اعتدال خارج می کند, و با گسترش دامنه فقر در جامعه, پشتوانه های دفاعی حکومت ضعیف می شود, زیرا توده مردم, ستون دین و جمعیت آماده دفاع بر ضد دشمنان هستند. لذا سفارش ویژه حضرت علی(ع) به لایه های زیرین جامعه از جمله نیازمندان و مسکینان و کمک به آنان است. (47) براین اساس یکی از مهمترین مسایل و مأموریت ها در یک نظام سیاسی, مسئله برابری اجتماعی و رضایت اقتصادی مردم است و مهمترین آسیب های اقتصادی فرا روی آن عبارتند از: 

1. عدم تبیین نیازهای اساسی مردم

2. عدم کنترل تورم و گرانی

3. عدم تحقق عدالت و افزایش فاصله طبقاتی

4. عدم برنامه درست و دقیق اقتصادی

5. انحصارات اقتصادی و عدم رونق تعاونی ها

6. توزیع نابرابر امکانات و درآمدهای ملی در سطح مناطق جغرافیایی ( تبعیض مناطق)

7. خصوصی سازی بی برنامه و بدون نظارت و کنترل

8. نظام مالیاتی ناعادلانه و ناکارآمد ( سنگینی بار مالیاتی بردوش کارگر و کارمند و فرار مالیاتی سرمایه دار)

9. سوء استفاده از اموال عمومی و دولتی

10. رانت خواری

11. نظام غیر عادلانه حقوق و دستمزد

12. اشرافی گری مسئولان و تسری آن به مردم و ایجاد فرهنگ رقابتی در اشرافی گرایی

13. عدم وجدان کاری

14. فساد اداری و اقتصادی و تسامح در مبارزه با فساد اقتصادی

15. وابستگی به نفت

16. وابستگی اقتصادی

 

د. آسیب های نظامی و امنیتی

نيروهاي مسلح يك سازمان محسوب مي شوند و مشخصات يك سازمان را دارند. از نظر «گالبرايت» قدرت نظامي از سه ركن اصلي سلاح، سازمان و نيرو تشكيل مي شود. سازمانهاي نظامي در جوامع معاصر از سه منبع اصلي قدرت، دو منبع مالكيت و انسان را كاملا در اختيار دارند و عنصر شخصيت كمرنگ شده است. در واقع قدرت نظامي سه بعد عقلاني، احساسي و بدني دارد كه بعد عقلاني موجب مي شود كه انديشه جنگيدن تقويت شود. بعد احساسي موجب مي شود جسارت جنگيدن زياد شود و بعد بدني نيروهاي جسماني لازم را براي آن فراهم مي سازد. اهميت نيروهاي فردي و انسجام اجتماعي آنان همراه با انگيزه هاي دروني در پيكره قدرت نظامي مسئله اي نيست كه با متراكم شدن، پيچيدگي شديد سازمان و تكامل سلاح هاي جنگي به فراموشي سپرده شود. در واقع هنوز ايمان و دلبستگي نيروها به سازمان خود و اعتقاد به جنگيدن مهمترين ركن در نيروهاي مسلح محسوب مي شود كه اگر اين روحيه دچار آسيب شود، كارايي نیروی نظامی كاهش مي يابد.

علاوه بر ضعف ایمان مهمترین آفت ها و آسیب هایی که انقلاب اسلامی را در حیطه نظامی و امنیتی تهدید می کند عبارتند از:

1. ورود نیروهای مسلح در احزاب و گروه های سیاسی

2. عدم تصدی فرماندهان پاکدامن

3. غرض ورزی

4. انجام اعمال خلاف قانون به اسم انقلاب و اسلام

5. عدم توجه به حقوق مردم ( بویژه توسط نیروهای امنیتی, انتظامی و بسیج )

6. اختلاف در سازماندهی نظامی و عدم همکاری قوای نظامی و امنیتی با یکدیگر

7. از دست رفتن محبوبیت مردمی

8. ناهماهنگی درون سازمانی

9. بی نظمی و عدم رعایت سلسله مراتبی

 

 

نتیجه گیری

در مجموع می توان گفت, تحمل سختی ها در مسیر تداوم و تحقق رسالت انقلاب و حفظ اصول نظام در برابر توطئه ها و تحریف ها مستلزم بصیرت و شناخت عمیق و ژرف آسیب ها, آفت ها و زمینه های انحراف در مسیر تحقق اهداف و آرمان های انقلاب و اصول نظام در عرصه های مختلف فرهنگی, سیاسی, اجتماعی, اقتصادی, نظامی و امنیتی, اراده محکم و تلاش های خستگی ناپذیر است. تا این انقلاب را به صاحب اصلی آن حضرت ولی عصر (عج) برسانیم.