حسین رضاپور *

http://www.yahosein52.blogfa.com

چکیده

هيچ انقلابی در جهان به عظمت انقلاب شكوهمند اسلامى ايران به وقوع نپيوسته است. اما آنچه كه بسيار اهميت دارد و بايد بدان پرداخت، آسيب‏هايى است كه اين انقلاب را تهديد مى‏كند. اين نوشتار اشاره كوتاهى به آسيب‏شناسى انقلاب اسلامى خواهد داشت.

براین اساس, ابتدا مفهوم آسیب شنلسی و اهمیت و ضرورت شناخت آسیب ها را بیان نموده ایم و سپس به تبیین انواع آسیب های فرا روی انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن, پرداخته ایم و در نهایت به این نتیجه دست یافتیم که یک رشته بیماری هایی در جامعه وجود دارد و یا ممکن است بوجود بیاید که عدم شناخت دقیق, مقابله و توجه به آن ها سلامت انقلاب را به خطر می اندازد. این بیماری ها به طور کلی در عرصه های مختلف فرهنگی, سیاسی و اجتماعی, اقتصادی, نظامی و امنیتی قابل بروز است

 

 

 

کلید واژه ها: آسیب شناسی, انقلاب اسلامی, آسیب های فرهنگی, آسیب های سیاسی و اجتماعی, آسیب های اقتصادی, آسیب های امنیتی و نظامی

 

* عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه علوم پزشکی سمنان و دانشجوی دکتری دانشگاه معارف 

 

 

 

 

 

 

 

طرح مسئله

                                                          

                                                            قال رسول الله (ص): لکل شی آفه تفسده؛

برای هر چیزی آفتی است که آن را فاسد می کند.

(یوم الخلاص, ص 399)

 

در نظام احسن خلقت, هر موجودی ضد خود را با خود دارد و در حقیقت ما در مجموعه ای از اضداد زندگی می کنیم. و کجاوه زندگی را که خود نیز مشمول این قاعده عام آفرینش می باشد باید از میان همین مجموعه متضاد به سر منزل مقصود هدایت کرد. این قاعده در نظام آفرینش ما را به این موضوع رهنمون می شود که هرگاه در کاری, اعم از مقولات فکری, نظری یا سیاسی, اجتماعی و اقتصادی و.... سرمایه گذاری می کنیم باید به آفت ها و آسیب هایی که پیرامون آن مقوله را احاطه کرده نیز حساس باشیم, به قول سعدی باید این را بدانیم که: « هر جا گل است خار است و با خمر خمار است و بر سر گنج مار است و آنجا که در شاهوار است نهنگ مردم خوار است.»

انقلاب اسلامی ایران نیز یکی از این مقولات است. از طرف دیگر تحقق آرمان ها و حفظ دستاوردهای انقلاب, تنظیم سیاست های کلی نظام و حفظ مشروعیت حکومت, مشروط به شناخت دقیق آفات و دشمنان داخلی و خارجی انقلاب اسلامی است.

بر این اساس پژوهش حاضر در صدد پاسخ گویی به این سئوال است که: آسیب های فرا روی انقلاب اسلامی که مانع از حصول نهایی اهداف و آرمان های انقلاب و تداوم آن می شود چه می باشند؟ این نکته قابل ذکر است که در این آسیب شناسی ما بر مبنای الگوی جامعه شناسی سیاسی دینی عمل خواهیم نمود و توجهی به الگوهای مکاتب امروز جهان نظیر؛ مارکسیسم و لیبرالیسم نداریم.

روش مطالعه و تحقیق:تحلیل محتوایی و کتابخانه ای است.

فرضیه: یک رشته بیماری هایی در جامعه وجود دارد و یا ممکن است بوجود بیاید که عدم توجه به آن ها سلامت انقلاب را به خطر می اندازد. این بیماری ها به طور کلی در عرصه های فرهنگی, سیاسی, اجتماعی, اقتصادی و نظامی و امنیتی قابل بروز است. نکته قابل توجه این که؛ پژوهش حاضردر صدد بررسی تمام آسیب های ممکن است چه الان باشد وچه بعدا امکان بروز پیداکند ( در صورت عدم توجه به آسیب ها).

برای تبیین و اثبات فرضیه فوق, ابتدا مفهوم آسیب شناسی, اهمیت و ضرورت شناخت آسیب ها را تبیین و سپس انواع آسیب های فرا روی انقلاب اسلامی در زمینه های فرهنگی, سیاسی و اجتماعی, اقتصادی, نظامی و امنیتی را مورد بررسی و در پایان به نتیجه گیری خواهیم پرداخت.

 

 

مفهوم آسیب شناسی

واژه آسیب شناسی ( patholojy ) به معنای « مطالعه علت بیماری و علائم مخصوص و یا علائم غیر عادی هر چیزی»(1) از جمله مفاهیمی است که از علم پزشکی وارد حوزه جامعه شناسی شد و از همین رو در آغاز همان معنایی از آن مراد می شد که آسیب در علم پزشکی مورد نظر بوده است. یعنی جامعه و اجزای آن را موجودی زنده می پنداشتند و آسیب اجتماعی, نقصان حادث شده و عارضه پدید  آمده در کل پیکر جامعه فهمیده می شد. همچنان که بدن به عنوان یک سیستم برای بقا تلاش می کند و هر عضو در این راستا وظایفی بر عهده دارد, در جامعه نیز بروز آسیب به معنای وجود خلل در عضو یا اعضایی است که به هر دلیل نتوانسته اند وظیفه یا وظایف خود را به نحو مطلوب به انجام رسانند. به طور مشخص, تلاشی که آسیب شناسی اجتماعی را به صورت مدون در آورد, تحقیق امیل دورکیم در مورد پدیده «خودکشی» بود.(2)

آسیب ها, الزاما جنبه عینی نداشته, بلکه می توانند به صورت ذهنی نیز وجود داشته باشند, مانند احساس وجود یا عدم عدالت اجتماعی و ..... .

 

اهمیت و ضرورت شناخت آسیب ها

تجربه تاریخی ثابت کرده است که انقلاب های بزرگ جهان هر کدام به شکلی دستخوش آسیب و انحراف شده اند؛ انقلاب اسلامی ایران نیز از این خطر در امان نیست و حتی با توجه به ویژگی های خود, در معرض آفت ها و تهدید های بزرگ تری نیز قرار دارد, و این به دلیل سختی استمرار یک حرکت و انقلاب است.

امام باقر(ع) حفظ عمل و استمرار آن را از خود عمل مهم تر و دشوار تر می داند.(3) حضرت امام(ره) نیز درباره سختی و مشقت حفظ دستاوردهای پیروزی انقلاب اسلامی می فرماید: « بدانید که حفظ یک پیروزی مشکل تر است از پیروزی بدست آوردن, کشور گشایی از حفظ کشور آسان تر است, الان ما در مشکل حفظ نظام جمهوری اسلامی هستیم ... لکن بقای این پیروزی و بقای این دستاورد هایی که شما بدستتان آمد امروز مشکل تر از خود آن پیروزی است.» (4)

تحمل سختی ها در مسیر تداوم و تحقق رسالت انقلاب و حفظ اصول نظام در برابر توطئه ها و تحریف ها مستلزم بصیرت و تلاش های خستگی ناپذیر است و فقط مؤمنان واقعی که به ادای تکلیف می اندیشند و  وسوسه های دنیایی آن ها را فریب نمی دهد و به وعده های الهی ایمان دارند می توانند در مسیر حفظ انقلاب و نظام, مستقیم و مقاوم باقی بمانند. البته نتیجه چنین استقامتی, طبق آیه 30 و 31 سوره فصلت و آیه 13و 14 احقاف, بشارت ملائکه و رسولان الهی و دوستی و همنشینی با آنان است و سرانجام نیکویی به همراه آن خواهد بود. بدیهی است که مهمترین شرایط و اساسی ترین وظایف مومنان و انقلابیون و پیروان راه ولایت برای تداوم و استمرار ارزشهای انقلاب, شناخت عمیق و کامل آسیب هایی است که اصل نظام و انقلاب را تهدید می کند.

شناخت آفتها, بر بصیرت آنان می افزاید و در انتخاب روش دفاع و مقابله با تهدیدات, یاری شان می نماید و غفلت از آسیب ها عامل مهمی در انحراف انقلاب اسلامی است.  همان طور که حضرت علی (ع) به مالک اشتر هشدار می دهد و می فرماید: «مراقب حرکات دشمن پس از صلح باشد و هیچ گاه دچار خوش بینی و غفلت نگردد»(5) حضرت امام نیز در این باره می فرماید: «یک کشور وقتی آسیب می بیند که ملتش بی تفاوت باشد راجع به آسیب ها .» (6) هشدارهای مقام معظم رهبری نیز در این دهه اخیر به همین دلیل است  تا هم مردم و هم مسئولین, آسیب های تهدید کننده انقلاب را جدی تلقی کنند و با سیاست گذاری صحیح جامعه را واکسینه کنند و جلوی رخنه غرور آمیخته با غفلت در وجود مبارزان و انقلابیون را بگیرند. «این که من اصرار دارم در همه گفته ها و اظهارات چه در خطاب به نسل جوان و چه خطاب به عموم ملت تهدید های متوجه به کشور و ملت و به خصوص نسل جوان را تذکر بدهم , به این خاطر است که اهمیت این تهدید خیلی زیاد است . عزیزان من گاهی یک غفلت, یک بی توجهی , یک سهل انگاری ممکن است یک محصول عظیم را از دست یک ملت بگیرد .» (7)

تحقق آرمان های انقلاب, حفظ دستاورد های آن, تنظیم سیاست های کلی نظام و حفظ مشروعیت حکومت, مشروط به شناخت دقیق آفات و دشمنان داخلی و خارجی انقلاب است.

شهید مطهری می فرماید: « نهضت ها, مانند همه پدیده های دیگر ممکن است دچار آفت زدگی شوند, وظیفه رهبری نهضت است که پیشگیری کند و اگر احیانا آفت نفوذ کرد, با وسایلی که در اختیار دارد و یا باید در اختیار بگیرد, آفت زدایی نماید, اگر رهبری یک نهضت, به آفت ها توجه نداشته باشد یا در آفت سهل انگاری نماید, قطعا آن نهضت, عقیم, یا تبدیل به ضد خود خواهد شد و اثر معکوس خواهد بخشید. (8)

مطالعه و بررسی های تاریخی می تواند انقلابیون و سنگر نشینان دفاع از ارزشهای اسلامی را از بی تفاوتی و غفلت نسبت به آسیب ها و آفات انقلاب بیدار کند و مایه عبرت باشد. نظیر انحراف در نظام ولایی که پیامبر آن را پایه ریزی کرده بود و کشته شدن فرزند رسول خدا(ص) پس از پنجاه سال به دست مدعیان سنت پیامبر , انحراف در نهضت مشروطه توسط سیاست بازان حرفه ای و غرب زده و خارج ساختن روحانیت متعهد و اصیل و حوادث پس از آن و ... , نکته هایی است که ما را به تحمل در رفتارهای دشمنان و زیان های غفلت انقلابیون وا می دارد.

آنچه لازم است به عنوان تکمله بحث ضرورت آسیب شناسی بیفزاییم, لزوم ژرف نگری و انصاف در شناسایی و بیان آسیب ها است. اگر آسیب شناسی را همچون زنگ خطر و هشداری برای تصحیح عملکرد ها و سیاست ها در نظر بگیریم, در آن صورت چگونگی بیان آن, در مثبت یا منفی بودن آن اهمیت بسزایی خواهد داشت. بدین معنا که وجه سلبی آن که به صورت طبیعی و ضروری وجود دارد, نباید به طرزی افراطی جنبه تخریبی به خود بگیرد و به صورت اشاعه یأس, ناامیدی و رسیدن به پایان خط در بحث مورد نظر در آید.

 

 

 

 

انواع آسیب های فرا روی انقلاب اسلامی

آسیب هایی که انقلاب اسلامی را تهدید می کند از زوایای مختلف و به اعتبارات گوناگون قابل تقسیم بندی اند :

1.      به اعتبار مراحل مختلف شکل گیری در سه مرحله نفوذ , استحاله و براندازی

2.      بر مبنای شکل گیری انقلاب و نظام اسلامی مانند آسیب های مبنایی و تئوریک , آسیب های ساختاری و فرآیندی

3.   به اعتبار اصناف و اقشار مورد تهدید مانند آسیب هایی که روحانیت, دانشگاهیان, روشن فکران , نیروهای مسلح , نهاد های دولتی و انقلابی را تهدید می کند.

4.   به اعتبار موضوعات عام و کلی مانند آسیب های فرهنگی, ( مراکز علمی و تبلیغی و مطبوعاتی ) سیاسی و اجتماعی , اقتصادی , نظامی و امنیتی.

5.      آسیب هایی که مدیریت کلان نظام اعم از رهبری و قوه مجریه , مقننه و قضائیه را تهدید می کند .

6.   آسیب هایی که ارکان انقلاب ( اسلام , رهبری , ملت) و مبانی اساسی نظام را تهدید می کند, یا روند و حرکت انقلاب اسلامی را کند می نماید , و مایه دلسردی و یأس نیروهای انقلابی می شود.(9)   

پژوهش حاضر آسیب های فرا روی انقلاب اسلامی را به اعتبار موضوعات عام و کلی مانند آسیب های فرهنگی, ( مراکز علمی و تبلیغی و مطبوعاتی ) سیاسی و اجتماعی , اقتصادی , نظامی و امنیتی به دلیل گستردگی این تقسیم بندی مورد بررسی قرار می دهد.

 

الف. آسیب های فرهنگی

به دلیل اهمیت بعد فرهنگی انقلاب اسلامی, ضروری است ابتدا به تبیین آفت ها و آسیب های فرهنگی که انقلاب اسلامی را تهدید می کند بپردازیم. همانطور که حضرت امام(ره) بزرگترین وابستگی را وابستگی فکری و درونی (فرهنگی) می داند.(10) یکی از سیاست های دیرینه دشمنان اسلام, سست کردن اعتقادات مذهبی و فرهنگی مسلمانان و جایگزین کردن فرهنگ منحط و صادراتی غربی است که بیشتر در قالب اندیشه های لیبرالیستی, اومانیستی و... صورت می گیرد. مقام معظم رهبرى با ابراز ناخرسندى از غفلت موجود در زمينه درك اهميت و تأثير فرهنگ در روند كلى حركت اجتماعى، سياسى و اقتصادى جامعه خاطر نشان كردند: « فرهنگ, جهت‏دهنده ذهنيتهاى انسان و عامل اصلى و تعيين‏كننده‏رفتارهاى فردى و اجتماعى است و مى‏توانند زمينه مناسب را براى شكوفايى استعدادها و تواناييهاى يك ملت به وجود آورد، به همين دليل اگر باورها و معيارهاى بالنده و تعالى بخش يك ملت بهر دليل تضعيف شود، آينده آن جامعه با مشكل روبرو خواهد شد.» (11) و در بیانی دیگر می فرماید: « اگر شما ملت و عناصر فرهنگی خدای نخواسته بیدار نباشید, صدای فرو ریختن ارزش های معنوی که ناشی از تهاجم پنهان و زیرکانه دشمن است هنگامی در می آید که دیگر قابل علاج نیست.»(12) « دشمن از راه اشاعه فرهنگ غلط, فساد و فحشاء سعی می کند جوان های ما را از دست ما بگیرد, کاری که از لحاظ فرهنگی دشمن می کند, نه تنها تهاجم فرهنگی بلکه باید گفت یک شبیخون فرهنگی, یک غارت فرهنگی و یک قتل عام فرهنگی است.»(13)  آفت ها و آسیب های فرهنگی که انقلاب اسلامی ایران, اهداف و آرمان های آن و نظام سیاسی بر آمده از آن تهدید می کند را می توان به شرح ذیل عنوان کرد.

 

1. پدید آمدن غرور و غفلت از یاد خدا

برخی ممکن است با بدست آوردن پیروزی دچار غرور گشته, کار را تمام شده بپندارند. از جهت روانی این امر زمینه را برای ایجاد رکود و رخوت در میان انقلابیون فراهم  می سازد و نیروهای انقلابی را به افرادی رفاه طلب و دنیا گرا و غافل از یاد خدا تبدیل می کند که دیگر نسبت به توطئه های فرا روی نظام توجهی نخواهند داشت, در این صورت انقلابیون از هر تلاش و کوششی برای پیشرفت دست بر می دارند. (14)

 

2.  نفوذ اندیشه های بیگانه (التقاط)

اقدام دوستان ناآگاه در تكدی از افكار و نظرات بیگانه به انضمام تلاش دشمنان كینه توز در جهت استقرار سیطره خویش بر مسلمانان، تحریف احكام و اندیشه های اسلامی را به دنبال دارد. طرح نیازهای جدید اجتماعی، عدم تفسیر و پاسخ درست و عكس العمل به موقع از ناحیه مسلمین موجب شد كه دشمنان اسلام، این مساله را دستاویز قرار داده و دین را شریعت ناقصی معرفی كنند تا از این رهگذر، اندیشه های پلید خویش را بر سراسر جامعه حاكمیت بخشند. امام راحل در این باره می فرماید:

«همه توطئه های جهانخواران علیه ما از جنگ تحمیلی گرفته تا حصر اقتصادی و غیره برای این بود كه ما نگوییم: اسلام، جوابگوی جامعه است و حتما در مسایل و اقدامات خود از آنان مجوز بگیریم، ما نباید غفلت بكنیم. واقعا باید به سمتی حركت نماییم كه انشاء الله تمام رگه های وابستگی كشورمان از چنین دنیای متوحشی قطع شود... ما كینه دنیای غرب را با جهان اسلام و فقاهت از همین نكته ها به دست می آوریم... و نتیجه، نفوذ بیگانگان در فرهنگ و مكتب اسلام است كه اگر غفلت كنیم این اول ماجراست و استعمار از این مارهای خطرناك و قلم به دستان اجیر شده در آستین فراوان دارد. (15)

شهید مطهری(ره) نیز در تبیین این بند از آسیب های سیاسی می فرماید: « من به عنوان یک فرد مسئول به مسئولیت الهی, به رهبران عظیم الشأن نهضت های اسلامی که برای همه شأن و احترام فراوان قائلم هشدار می دهم و بین خود و خدای متعال اتمام حجت می کنم که نفوذ اندیشه های بیگانه به نام اندیشه اسلامی و با مارک اسلامی, اعم از آن که از روی سوء نیت  ویا عدم سوء نیت صورت گیرد خطری است که کیان اسلام را تهدید می کند.» (16)

حضرت علی (ع) می فرماید: « ... پس اگر باطل با حق درهم و مخلوط نمی شد راه حق برحق جویان پوشیده نمی گردید, و اگر حق در میان باطل پنهان نمی بود دشمنان هرگز نمی توانستند از آن بد گویی کنند. و لکن چون قسمتی  از حق و بخشی از باطل فراگرفته و درهم آمیخته می گردد پس آنگاه شیطان بر دوستان خود تسلط پیدا می کند و کسانی که عنایت و لطف خداوند شامل حالشان گردیده است از چنین شرایط شبهه ناک و گمراهی شیطان نجات می یابند.» (17)

 

3. تجدد گرایی افراطی و گسترش فرهنگ غرب زدگی

تجددگرایی افراطی تلفیق اسلام با اندیشه‏های غیر اسلامی برای زیبا جلوه دادن آن می‏باشد و غرب زدگی پدیده ای بس خطرناک است که از آن به عنوان ضدیت با دین یاد می شود. تلاش افراد غرب زده و متجدد افراطی این است که غربی شدن و زیر سلطه فرهنگ غرب رفتن را به جامعه و مردم ایران تحمیل کنند. در واقع اینان افرادی هستند که به قول مرحوم جلال آل احمد « جاده صاف کن استعمار» نامیده می شوند, چرا که زمینه را برای نفوذ و ورود بیگانه و فرهنگ استعمار آماده و مهیا می کند. و این آسیب اینک جریانی است که لایه هایی از آن قابل مشاهده می باشد.

فقدان برنامه روشن و به دور از ابهام به منظور جهت بخشی به حیات انسانی جامعه از یك سو و وجود مسایل و معضلات ملموس جامعه از سوی دیگر باعث می گردد كه كارگزاران و دوستان انقلاب مجذوب یك سلسله نظریات بیگانه با مكتب انقلاب شده و آگاهانه یا ناآگاهانه آن نظرات را در قالب مكتب عرضه كنند. استاد شهید مطهری در این باب می فرماید:
«به هر حال تجدد گرایی افراطی، در حقیقت عبارت است از آراستن اسلام به آن چه از اسلام نیست و پیراستن آن از آن چه اسلام هست به منظور رنگ زمان زدن و باب طبع زمان كردن، آفت بزرگی برای نهضت است و وظیفه رهبری نهضت است كه جلو آن را بگیرد.» (18)

4. دنیا طلبی, رفاه زدگی, تجمل گرایی و اشرافی گری

رفاه زدگی به معنا و مفهوم انديشه اي است كه در برخي از ثروتمندان ايجاد مي شود كه كاركردها و بازتاب هاي آن در روح و روان و نيز روحيه و كنش ها و واكنش هاي وي نمودار مي شود. اگر دارندگي برازندگي است در مورد اين اشخاص به سبب تاثير منفي دارندگي به مصيبت و بلايي تبديل مي شود و آنان را از انسانيت بيرون مي برد و تبديل به موجودي خارج از چارچوب هاي پذيرفته شده انساني مي كند.

اگر زندگی تجملی و روحیه تکاثر طلبی در میان عناصر انقلابی فزونی گیرد و نیروهای انقلابی روحیه خود را از دست دهند، داعیه دفاع از انقلاب و ارزش‏های آن تضعیف می‏شود. تجمل و رفاه, به اسراف و تبذیر منتهی شده و در نتیجه, منشأ فساد می گردد. یعنی هنگامی که از درآمدها به طور شایسته استفاده نشد و در مصارف ناروا هزینه گشت, اضافه بر نابسامانی های اقتصادی, پیامدهای دیگر اجتماعی و اخلاقی نیز خواهدداشت. این کمبودها و دشواری های اقتصادی و مفاسدی که از آن سرچشمه می گیرد, به گونه ای طبیعی در سرنوشت جامعه و ملت تأثیر سوء می گذارد و در نهایت, منجر به فروپاشی می شود. قرآن کریم, این موضوع را به صورت قانون و سنت بیان کرده و رفاه و خوشگذرانی را عوامل سقوط می شمارد: « وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا فَتِلْكَ مَسَاكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَن مِّن بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًا ؛ و چه بسيار شهرها كه هلاكش كرديم [زيرا] زندگى خوش آنها را سرمست كرده بود اين ست‏سراهايشان كه پس از آنان جز براى عده كمى مورد سكونت قرار نگرفته.» (19)

در آیه دیگر, خداوند « اتراف» و ترفه را باعث سقوط و نابودی برمی شمرد و می فرماید: « وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا؛ و چون بخواهيم شهرى را هلاك كنيم خوشگذرانانش را وا مى‏داريم تا در آن به انحراف [و فساد] بپردازند و در نتيجه عذاب بر آن [شهر] لازم گردد پس آن را [يكسره] زير و زبر كنيم.» (20)

در این آیه سخن از فرهنگ اتراف و مترفین است. مترف به کسی گفته می شود که به ناز و نعمت پرورده شده و بسیار عیاش و تن آساست. آن که فزونی نعمت و زندگی مرفهانه او را مست و مغرور و غافل کرده و به طغیان وا داشته است. جامعه ای که در استفاده از لذایذ و نعمت ها, زیاده روی کند این گونه روحیه رفاه طلبی باعث فساد می شود, چنانکه همواره یکی از عوامل زشتکاری مترفین بوده اند: « وَاتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مَا أُتْرِفُواْ فِيهِ وَكَانُواْ مُجْرِمِينَ ؛ ... وكسانى كه ستم كردند به دنبال ناز و نعمتى كه در آن بودند رفتند و آنان بزهكار بودند.» (21)

اشخاص رفاه زده در عمل اجتماعي و رفتارهاي مرتبط با ديگران رفتاري استكباري دارند به سبب ثروت و رفاه زدگي به ديگران تفاخر كرده و فخر مي فروشند. « وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاء بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ ؛ اگر پس از محنتى كه به او رسيده نعمتى به او بچشانيم حتما خواهد گفت گرفتاريها از من دور شد بى‏گمان او شادمان و فخرفروش است » (22)

این خطر, به تدریج از طبقه مرفه به طبقات دیگر سرایت می کند و گسترش می یابد. کم کم ارزش های اخلاقی و معنوی از رونق می افتند و پایمال می گردند. بدین سان زمینه نابودی و انقراض آماده می شود. این خطر که قرآن آن را به صورت سنت و قانون مطرح می کند, در امت های گذشته بارها پیش آمده است و تمدن های زیادی در آتش رفاه زدگی ها و آسایش طلبی ها سوخته اند.

بنابراين رفاه زدگي و تجمل گرایی را مي توان از مهم ترين آفت ها و آسیب ها و عوامل نابودي شخص و شخصيت انسان و جامعه و اهداف و ارزش های انقلاب اسلامی دانست.

 

5. تهاجم, شبیخون و ناتوی فرهنگی

امروزه یکی از شیوه های متداول برای براندازی یک نظام و یا استحاله یک انقلاب و تغییر در اهداف و مسیر حرکت آن, بهره گیری از شیوه تهاجم فرهنگی است. خطری که در این زمینه ما را تهدید می کند, به خاطر گستردگی جبهه تهاجم, پیچیدگی آن و صدماتی که بر حیات معنوی, روحی و افکار و عقاید و اندیشه ها وارد می شود است. مقام معظم رهبری تهاجم فرهنگی را این گونه تبیین نمودند که؛ یک مجموعه سیاسی و یا اقتصادی برای اجرای مقاصد خود و اسارت یک ملت, به بنیان های فرهنگی آن ملت  هجوم می برد. در این هجوم باورهای تازه ای را به زور به قصد جایگزینی با فرهنگ و باورهای ملی آن ملت وارد کشور می کنند.(23) بنا براین تهاجم فرهنگی به مفهوم نفی هویت فرهنگی و ملی کشور مورد هجوم, برای برقراری سلطه فکری و فرهنگی از طریق باورها, رفتارها, روش ها و آداب و رسوم زندگی فردی و اجتماعی آن ملت, منطبق با الگوهای فرهنگ مهاجم خواهد بود. (24)  در جوامع امروزی, بویژه در جوامعی مانند جامعه جوان ایران اسلامی, پروژه آندلسی کردن و تخریب فرهنگی در قالب های پیچیده پر زرق و برق و گمراه کننده به صورت تهاجم, شبیخون و ناتوی فرهنگی(طرح جديد نظام سلطه جهاني) انجام می شود . نظیر فعالیت های فرهنگی مطبوعاتی, ماهواره, اینترنت, ترویج عرفان های کاذب, شیطان پرستی, گسترش گروه های رپ, هوی متال و.... و این خطر بسیار بزرگی برای انقلاب و نظام اسلامی است.

آمریکا برای مبارزه با  قدرت نرم یا قدرت فرهنگی ایران خود را آماده می کند  لذا : موسسه تخصصی آلبرت  انیشتن با مدیرت دکتر جین شارپ و معاونت رابرت هلوی و مرکز بین المللی مبارزات نرم و بنیاد بین المللی «جورج سورس»  بعنوان یک قرار گاه برای طراحی  مدل سازی هدایت جنگ نرم در نظر گرفته شد.

معاون وزير خارجه آمريكا آقاي نيكلاس برنز مي‌گويد: امارات پنجره آمريكا به سوي ايران است، تا بتوانيم ايران را آزاد سازيم. هم چنانكه لتوني پنجره پيروزي و آزادي ما در شوروي بود». (4/9/85) در حال حاضر كشور امارات به عنوان پايگاه اصلي راهبري جنگ نرم آمريكا عليه ايران تبديل شده است و مديريت عالي جنگ به عهده خانم اليزابت چني ( دختر ديگ چني) و مديريت عملياتي آن با سرهنگ اطلاعاتي و بازنشسته نيروي هوايي آمريكا رابرت هلوي مي‌باشد هلوي از جمله عناصر معدود و شاخص جنگ‌هاي نرم بوده و داراي دهها كتاب و مقاله در موضوع براندازي نرم است.

« همفر » ، hamfer ، جاسوس انگليسي در ممالك اسلامي، در خاطرات خود كه توسط وزارت مستعمرات انگلستان تهيه شده، راههاي نابود سازي عوامل نيرومند مسلمانان را در بيست و سه بند خلاصه و تأكيد مي‌كند كه مطابق پيش بيني اين رساله پس از يك قرن، نام اسلام از عرصه جهان برچيده شده و تنها اسمي از آن برجاي مي‌ماند كه خلاصه بندهاي آن كه در سال 1710 ميلادي تدوين شده است، عبارتند از : ترويج شرابخواري، قمار، فساد، شهوتراني، ترغيب به زير پا نهادن دستورات اسلام و سركشي از اوامر و نواهي آن، نفوذ در خانواده‌ها و تيره نمودن روابط بين فرزندان و والدين، به طوري كه زير بار تربيت و نصيحت والدين خود نروند و به سمت فرهنگ استعماري هدايت شوند و در نهايت جوانان را از حوزه نفوذ عقايد ديني خارج وارتباطات آنان را با علماء قطع نمايد، ايجاد شك در وجوب عبادت و موارد ديگر.

بطور خلاصه می توان ساختار و ترکیب جبهه فرهنگی معارض را به دو بخش داخلی و خارجی  تقسیم بندی کرد.

بخش داخلی:

- جریان فرهنگی غربگرا و وابسته به غرب

- جریان فرهنگی موسوم به روشنفکری

- جریان فرهنگی مروج فمینیسم

- جریان های ضداخلاقی و مروج فساد

- جریانهای مروج موسیقی های غربی و مبتذل

- جریانهای انحرافی مسلکی و فرقه ای و عرفانهای انحرافی

بخش خارجی:

- دولتها و مجامع رسمى بين‏المللى و نهادهاى وابسته به آنها, علاوه بر امریکا و اغلب کشورهای اروپایی

- تشکلها و نهادهای ظاهراً غیردولتی و  مردمی (NGO های فرهنگی و اجتماعی ) نظیر مؤسسه آمريكايي «جامعه باز» با مديريت «جورج سوروس»

- بخشهای خارجی جریانهای فرهنگی معارض داخلی

- رسانه های گروهی خارج از کشور

 

6. جهل به حقایق اسلام, ضعف ایمان انقلابیون و مأیوس کردن مردم از اسلام با ارائه چهره وارونه از آن

آفت هایی که در درون جامعه اسلامی, مدیران و ارکان نظام سیاسی جمهوری اسلامی در بعد فرهنگی و سیاسی به وجود می آید, می تواند دو منشأ داشته باشد. جهل به حقایق اسلام و معارف اسلامی و ضعف ایمان. برخی علی رغم این که مؤمن اند,  لیکن شرایط اجتماعی , زندگی و تحصیلی به گونه ای نبوده است که به حقیقت اسلام پی ببرند, اینان به جهت معلومات اندک نسبت به حقیقت اسلام, با عملکرد خود باعث ایجاد یکی از کانون های خطر در بین خود مؤمنین و باعث خدشه دار شدن وجهه انقلاب اسلامی در جامعه می گردند. برخی نیز علی رغم آشنایی کامل با معارف اسلامی, به علت ضعف ایمانی از هواهای نفسانی خود پیروی می کنند.(25) و در نتیجه با  ارائه چهره وارونه از اسلام مردم را از انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی مأیوس می نمایند.  حضرت علی (ع) می فرماید: « همانا آغاز پدید آمدن فتنه ها, هوا پرستی و بدعت گذاری در احکام آسمانی است, نوآوری هایی که قرآن با آن مخالف است.» (26)